وقتی سیگار را ترک می‌کنی، دوستان سیگاری تبدیل به یک معضل بزرگ‌تر از پیش می‌شوند. با آن‌ها چطور برخورد کنی؟

راهکار اول: تکلیفت را با خودت روشن کن، نه با آن‌ها. لازم نیست به دوستت بگویی «دیگر با تو بیرون نمی‌آیم»؛ کافی است بدانی اگر تعارف کرد چه می‌گویی. یک جمله آماده داشته باش، ساده و بدون توضیح اضافه: «نه مرسی، ترک کردم.» هرچه توضیح بیشتر بدهی، بحث بیشتر می‌شود.

راهکار دوم: از «موقعیت» دوری کن، نه از «آدم». لازم نیست دوستت را حذف کنی؛ فقط برای چند هفته اول، قرارهایت را جوری بچین که سیگار وسطش نباشد: به‌جای قهوه‌خانه، پیاده‌روی؛ به‌جای تراس، سینما.

و یک نکته مهم: دوست واقعی از ترکت ناراحت نمی‌شود. اگر کسی از اینکه تو سیگار نمی‌کشی عصبانی شد، مشکل او با ترک تو نیست؛ با آینه‌ای است که تو جلویش گرفته‌ای.

تعارف سیگار در دو حالت

حامد در یک پست قدیمی تازه‌نفس می‌نویسد: «در دو حالت ممکن است سیگار به تو تعارف بشود.» حالت اول وقتی است که تو تازه ترک سیگارت را شروع کرده‌ای و هنوز ترکت یک چیز نو و تازه است. هنوز به قول معین، هیچ‌کس «در باورش نیست» و شاید خودت هم با این خودِ جدیدت که سیگار نمی‌کشد زیاد عجین و آشنا نباشی. در این هنگام وقتی سیگار به تو تعارف می‌کنند هنوز نمی‌دانی چه کنی؛ دست و پایت را شاید گم کنی. بهترین رویکرد در این بازه‌ی اولیه، همان «پیچاندن» خودمانی است: «ته‌بندی ندارم، شما بکشید» یا «شما بفرمایید، من دو سه روزی استراحت دادم، گلوم درد می‌کنه، انشالله از هفته‌ی آینده پابه‌پاتم». آره، این دروغ است؛ ولی نه تو و نه او هنوز آمادگی حمل یک صداقت قاطع را درونتان ندارید. صداقتِ زودرس در این مرحله فقط یک بار سنگین روی دوشت می‌شود و به تصمیمت آسیب می‌زند. با همین مکانیزم‌ها از خودت دفاع کن تا تصمیمت جا بیفتد.

حالت دوم وقتی است که جوانه‌های خوش‌رفتاری‌ات با ریه‌هایت سر برآورده. دیگر با همکار سیگاری برخورد داشته‌ای، دوست سیگاری‌ات را دیده‌ای، فیلمی که در آن سیگار می‌کشند را تماشا کرده‌ای و دیگر چیزی نمانده که نامأنوس باشد. حالا دیگر جواب تعارف را با پیچاندن و شوخی نمی‌دهی: «عرض کردم خدمتت که سیگاری نیستم قربون!» یا «بار آخری باشه وقتی می‌گم سیگاری نیستم خوشمزه‌بازی درمیاری!» اگر آن‌که تعارف می‌کند آشناست، تو دیگر تعارف نداری. آدم باید همیشه یک چیزی را داشته باشد که کسی نتواند با آن شوخی کند.

و یک نکته‌ی عملی از مهرداد، از همراهان قدیمی تازه‌نفس: او که بیست‌وپنج روز ترک کرده بود، قبل از سفری که قرار بود با افراد سیگاری باشد، از همان اول به آن‌ها گفت در محیط بسته سیگار نکشند و به او تعارف نکنند؛ پلن B هم آماده داشت. همین که تکلیف را از قبل روشن کرده‌ای، نصف چالش را برده‌ای. و خط آخر ماجرا، باز از خود حامد: قبل از مواجهه با تعارف‌های بیرون، مطمئن شو که خودت از درون تعارف نمی‌شوی.